العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
196
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و در - 3 : 131 - گفته : پنج جاندار در حلّ و حرم كشته شوند و سگ گزنده را از آنها شمرده ، و آن هر درندهايست كه زخم زند ، بكشد ، بدرّد ، چون شير پلنگ و گرگ ، آنها را سگ ناميده براى آنكه در درندگى شريكند و پر درندهاند - پايان - و من گويم عمومى كه دعوى كرده معلوم نيست و گويا منظور از سگ درنده سگ ولگرد است كه زيان دارد و سود ندارد . در خصال - 1 : 326 - : بسندش از داود بن كثير رقى كه در اين ميان كه ما نزد امام ششم عليه السّلام نشسته بوديم مردى بما گذر كرد و پرستوى سر بريدهاى در دست داشت و امام عليه السّلام به دو برجست و آن را از دستش گرفت و به زمين زد وانگه فرمود : عالم شما بشما چنين فرمان داده يا فقيه شما ؟ البته به من خبر داد پدرم از جدّم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم از كشتن شش جانور غدقن كرد : زنبور عسل ، مورچه ، قورباغه ، جغد ، هدهد و پرستو ، اما زنبور عسل براى آنكه پاكيزه خورد و پاكيزه نهد ، و همانست كه خدا عزّ و جلّ به دو وحى كرده نه پرى است و نه آدمى . و اما مورچه ، مردم در عهد سليمان بن داود عليه السّلام دچار قحط شدند و بيرون شدند براى خواستن باران ناگاه مورچهاى ديدند بر سر دو پا ايستاده و دو دست به آسمان برداشته و ميگويد : بار خدايا ما از آفريدههاى توايم و بىنياز از فضلت نايم از فضل خود بما روزى ده و ما را بگناه بيخردان فرزندان آدم مگير . سليمان گفت : برگرديد بخانههاتان كه خدا تبارك و تعالى بدعاى ديگرى شما را سيراب كرد و اما قورباغه چون آتش بابراهيم افروختند همه خزندههاى زمين به خدا عزّ و جلّ ناليدند و اجازه خواستند كه آب بر آن ريزند و خدا عزّ و جلّ به هيچ كدام اجازه نداد جز قورباغه و دو سوّمش سوخت و يك سومش ماند ، و اما هدهد رهنماى سليمان شد بكشور بلقيس . و اما جغد راهنماى آدم عليه السّلام بود از سرانديب تا جدّه در مدت يك ماه ، اما پرستو چون كه گردشش در هوا براى افسوس بر آنچه است كه با خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و إله